خواجه امام ظهير الدين نيشابورى / ابو حامد محمد بن ابراهيم ت 599
54
سلجوقنامه ( وذيل سلجوقنامه محمد بن ابراهيم ) ( فارسى )
مرغزارى بود آنجا نزول كردى و شكره پرانيدى و صيد و آهو دوانيدى و وحوش و طيور نخجير كردى در اربع و عشرين و خمسمائه برادرش مسعود خلاف نمود و به قصد او از آذربايجان لشكرى بياورد سهشنبه شانزدهم ربيع الاول در حدود اسد آباد مصاف دادند طالع سلطانمحمود شكسته شد و صدمهء هزيمت بميمنه رسيد امير قسيم الدولهء برشوقى در كمين بود برلشكر مسعود حمله كرد و ايشانرا هزيمت كرد جيوش و لشكر بگريختند و برشوقى براثر ميتاخت و اعدا را مىانداخت مؤيد الدين طغرائى وزينالكتاب اسير شدند هردو را پيش سلطان محمود آوردند هردو را هلاك كرد و برشوقى همچنان برعقب مسعود ميتاخت تا بحدود قراء همدان او را دريافت و پيش برادرش محمود آورد محمود خلعتى كه سلطان به او داده بود درو پوشانيد و هرچه از آن غارتيده بودند با برادر رد كرد و محمود در يازدهم شوال خمس و عشرين و خمسمائه به شهر همدان وفات يافت مدت پادشاهى او چهارده سال و عمرش بيست و هفت سال حليت او گردچهره سرخ و سفيد گردمحاسن ربع القامه قوىبازو و مناسباعضاء مباركلقا بشاشتبها بود وزراء و حجاب او وزير ربيب الدوله ابو منصور القيراطى و كمال الدين شمس الكفاة السميرمى و شمس الملك بن نظام الملك و شرف الدين انوشروان بن خالد الكاشى و قوام الدين ابو القاسم درگزينى حجاب محمد بن على بارطغايرك ارغان - چون محمود وفات يافت برادرانش مسعود و سلجوق با خليفه سوگند خوردند كه در طاعت او باشند در حدود دينور با عم خود سنجر مصاف دادند از جانبين تا چهل هزار كس كشته شدند و برادران منهزم گشتند سلطان سنجر طغرل بن محمد بن ملكشاه را بپادشاهى عراق نشاند و مظفر و منصور بخراسان رسيد ذكر جلوس طغرل بن محمد بن ملكشاه سلطان طغرل بن محمد پادشاهى بود بعدل و سياست موصوف و اخلاق او بحيا و وقار و غيرت و حميت و كرم و شجاعت معروف و از هزل و فواحش و ملاعب دور در مدت ايالت سلطانمحمود او ملازم عم خود سنجر بودى و بعد از محمود سنجر ولىعهدى بوى تفويض كرد و مسعود و داود برادران منهزم ببغداد رفتند در صفر 525 مستر شد در بغداد